یکشنبه یکم آبان 1390

تعارض متون مقدس یهودی- مسیحی با علم تجربی

 

تلاش ما بر آن بوده که تمام بخش های کتاب مقدس از ابتدای سفر آفرینش –عهد قدیم -تا انتهای مکاشفات یوحنا –عهد جدید- مورد بازخوانی قرار گیرد.  طبعا موضوع این نوشتار عبارتهایی  از کتاب مقدس  خواهد بود که در آن  از پدیده های طبیعی با زبان حکایت یاد شده  واین حکایات با یافته های قطعی  علمی ناهمخوان است . بر این اساس ،بخش هایی که بیان آن  با هدف حکایتگری نیست  از حیطه بحث ما خارج خواهند بود. آموزه های علمی نیز چنانچه قطعیت آن اثبات  نشده باشد  نیز از دامنه بحث ما خارج خواهد بود .

از آنجا که موضوع علوم به ویژه علوم تجربی بررسی وشناخت ماده در حوزه های مختلف آن ( از ریز دانه ها  تا اشیاء عادی اعم از و جاندار وغیر جاندار و تا موجودات عظیم  اعم از ستارگان ٰ سیارات وکهکشانهاو...- ) است طبعا آن بخش از سخنان کتاب مقدس که به نحوی مربوط به این موضوعات می باشد  موضوع چالش با علوم  مرتبط  قرار گرفته است .در سطور ذیل به برخی از آنها پرداخته می شود

از آنجا که موضوع علوم به ویژه علوم تجربی بررسی وشناخت ماده در حوزه های مختلف آن ( از ریز دانه ها  تا اشیاء عادی اعم از و جاندار وغیر جاندار و تا موجودات عظیم  اعم از ستارگان ٰ سیارات وکهکشانهاو...- ) است طبعا آن بخش از سخنان کتاب مقدس که به نحوی مربوط به این موضوعات می باشد  موضوع چالش با علوم  مرتبط  قرار گرفته است .در سطور ذیل به برخی از آنها پرداخته می شود

الف)کتاب مقدس وکیهان شناسی:

از یک منظر ،منازعه گالیله وکلیسا رامی توان یکی از مراحل افتراق تدریجی مشغله علم  از مشغله دین به حساب آورد،کلیسا برای آنکه حق انحصاری تفسیر واقعیت را برای خود نگاه دارد،به گالیله وسایر دانشمندان رخصت دادبگویند نظریه خورشید  مرکزی یک مصنوع ریاضی است وصرفاًیکی از چندین طرح محاسباتی است که می توان برای تفسیر پدیدارهای  عالم به استخدام گرفت ونمی تواند سخن آخر در این حوزه تلقی شود.این معنا را از توبه نامه او می توان دریافت کرد.

بر طبق متن  کتاب مقدس آفرینش جهان با خلق آسمانها وزمین آغاز شد ودر پی آن روشنایی وتاریکی یا همان  روز وشب ایجاد شده اند وسپس نوبت به آفرینش آسمان دوم – ویا پرداخت همان آسمان اول- می رسد وبه فرمان خدا ،آسمان مابین دو توده آب بالا وپایین ایجاد می شود وباعث جدایی آبهای بالا از پایین می شود گویی آسمان عایقی بین دو توده مایع است و از این به بعد است که با هدف ایجاد خشکی ها  آبهای زیرین جمع می شوند وخشکی ها نمایان می گردد و زمین با شکل فعلی ظاهر می شود .

ظاهر متن  حاکی از چند نکته است که مختصرا بدان می پردازیم :

1-    آیه اول کتاب مقدس با ایات 6تا 10  دوبار از آفرینش آسمان یاد شده است با این حساب یا دو نوع آسمان در کار است ویا ایات 6تا 10 تبیین آیه اول وحکایت پرداخت آسمان اول خواهد بود

2-    برداشت اول با جهان شناسی  ویافته ای اخترشناسان غیر قابل تطبیق است  .ما هیچ دلیل قانع کننده ای وحتی هیچ ادعایی از سوی اختر شناسان ندیده ایم که  به دو گانگی آسمان ویا غیر یکپارچگی  جهان اشاره داشته باشد.مگر این که ادعا بشود منظور از آسمان در آیه اول عوالم ملکوت است آن چنانکه "سماوات" درجهان شناسی اسلامی معنا شده است اما این توجیه نیاز به قرینه دارد حال آنکه سیاق گفتاری فصل اول کتاب مقدس تبیین مراحل ایجاد همین  جهان مشهود است  و از ارائه قرینه ای بر این برداشت ناتوان است  واین باعث میشود برداشت مذکورچندان قابل اعتنا نباشد.

3-    برداشت دوم نیز ما را به جهان شناسی علمی ای نزدیک نمی کند بلکه بر عکس باعث می شود احساس تعارض بین کتاب مقدس با یافته های علمی در ذهن مومنان به آن بیشتر گردد زیرا براساس آن ما با جهانی روبرو هستیم که بنیان های اولیه آن به ترتیبی غیر از آنچه اختر فیزیکدانان ترسیم کرده اند  نظام یافته است .

4-    کتاب مقدس سخنی از سرنوشت آبهای بالا به میان نیاورده است لذا فرض بر این است که همچنان باقی مانده است این در حالی است که هیچیک از تحقیقات اختر شناسی وجود دریایی از آب در طبقات بالای جو –که احتمالا همجنس آبهای زمینی هم هست-  را تائید نکرده اند

5-    همانطور که می دانید رویش سلولهای گیاهی به برکت وجود سلولهای ذخیره کننده انرژی نوری آفتاب ودر گرو انجام عمل فتوسنتز است . این بدین معناست که وجود گیاهان محتاج نور خورشید وبالنتیجه رویش آنها بعد از وجود خورشید باید رقم بخورد این در حالی است که مطابق با آیات 11 تا 18 همین فصل، ادامه خلقت پس از نمودار شدن خشکی ها با رویش گیاهان  ودرختان ادامه می یابد وسپس کار جهان با درخششش ستارگان تداوم می یابد و در این هنگام است که خداوند به فکر آفریدن دونیر آسمانی یعنی خورشید وماه می افتد. ظاهر آیات مذکور به صراحت با آنچه که  تحقیقات اختر شناسانه در خصوص ترتیب زمانی ایجاد منظومه شمسی بدان رسیده است تناقض دارد.

6-     بدون این که بخواهیم در قید وبند نظریات وفرضیات گوناگونی که فیزیکدانان در ترسیم چگونگی آغاز خلقت جهان مطرح ساخته اند باشیم  کافی است تا گوشه چشمی به یافته ها ی قطعی ونه فرضیات ایشان میزان علمیت طرح واره کتاب مقدس در خصوص آفرینش را بسنجیم .

 باجمع اعداد تاریخی که در کتاب آفرینش ذکر شده است   سن زمین در حدود ۶۰۰۰ سال خواهد بود . تخمین عمر زمین از مدتهای بسیار طولانی فکر دانشمندان را به خود مشغول کرده بود. دانشمندان مختلف سعی داشتند با روشهای مختلفی سن کره زمین را تعیین نمایند  .از جمله  کسانی که در این خصوص می توان به او اشاره داشت « ادموند هالی [1] ، منجم انگلیسی  است وی برای اولین بار در قرن 18 میلادی ، این مطلب را پیش کشید که سن زمین را می‌توان از روی محاسبه میزان تغییر مقدار شوری آب اقیانوسها  در یک بازه زمانی محاسبه کرد.در اواخر قرن نوزدهم بعضی محققان با تجدیدنظر در روش فوق و با تجزیه شیمیایی آب رودخانه‌ها ، مقدار سدیم اضافه شده به دریاها در هر سال توسط رودخانه‌های دنیا را محاسبه کردند. با دانستن حجم تقریبی آب اقیانوسهای امروزی و فرض اینکه آب اقیانوسهای اولیه شیرین بوده است و میزان ازدیاد سدیم توسط رودخانه‌های امروزی میانگینی برای تمام زمان زمین شناسی است،  سرانجام نتیجه‌گیری کردند که از روز اولی که آب برای نخستین بار بر روی سطح زمین متراکم شد، ۹۰ میلیون سال می‌گذرد. در سال ۱۸۹۷ ،  لرد کلوین[2] ادعا کرد که زمین در ابتدا به حالت مذاب بوده و بعد سرد شده است. وی  بر اساس فرضیه‌هایی در مورد منشا و مبدا حرارت خورشید ادعا کرد، زمین سنی در حدود ۲۰ الی ۴۰ میلیون سال دارد. در اوایل قرن بیستم ، "رادرفورد[3]"و "هولمز" [4]در انگلیس و"بولتوود" [5]در امریکا دریافتند که تجزیه عناصر ناپایدار جهت تولید ایزوتوپهای رادیوژنیک می‌توانند برای تعیین سن کانیها و سنگهای پوسته کره زمین مورد استفاده قرار گیرند. بعضی از مواد معدنی دارای خاصیت رادیواکتیو هستند، بدین معنی که از خود سه نوع اشعه خارج می‌سازند. اشعه خارج شده یا دارای بار الکتریکی مثبت است که در این صورت به نام پرتو آلفا خوانده می‌شود و یا دارای بار الکتریکی منفی است که اشعه بتا خوانده می‌شود. نوع سوم از نظر الکتریکی خنثی است و به نام اشعه گاما خوانده می‌شود. در اثر صدور این ذرات ، به مرور جسم به مواد دیگرتبدیل می‌شود.مدت زمانی را که جهت نصف شدن اتمهای اولیه لازم است، به نام زمان نیمه عمر می‌خوانند. زمان نیمه عمر اجسام مختلف ، متفاوت است و از چند ثانیه تا چند میلیارد سال تغییر می‌کند. حداکثر سنی که تا به حال برای سنگهای آسمانی بدست آمده ۴،۶ میلیارد سال بوده است. بدین ترتیب می‌توان عدد ۴،۶ میلیارد سال را برای سن زمین وعدد ۱۳٫۷۳ میلیارد سال -البته با میزان  خطای ۱۲۰ میلیون سال -را به عنوان  سن هستی  که معادل  بازه زمانی پس از مهبانگ برآورد شده است، در نظر گرفت[6]. فاصله این رقم با آنچه از داستان خلقت در کتاب مقدس فهمیده می شود به اندازه خود این عدد  بزرگ است.

7-    در مورد آفرینش انواع گیاهان ،آیات ابتدایی کتاب مقدس آفرینش صرفا سخن از گیاهان ودرختان تخم دار به میان آورده وهیچ اشاره ای به انواع دیگر گیاهان ودرختان که با روشهای دیگر تولید مثل می کنند نکرده است .هرچند عدم اشاره به انواع دیگر دلیل عدم احاطه علمی بر آنها نمی باشد اما به عنوان یک قرینه –هرچند نه به قوت سایر قرائن- درکنار سایر قرائن  برای اثبات بشری بودن متن کتاب مقدس می تواند به ما کمک نماید.آیه 29 نیز که صرفا گیاهان ودرختانی که میوه تخم دار می رویانند را به عنوان میوه های خوراکی انسانها معرفی کرده است از همین نقیصه رنج می برد

8-    روز پنجم یا مرحله پنجم آفرینش به خلقت موجودات دریایی وپرندگان اختصاص یافته است .در این مرحله ابتدا سخن از پرشدن دریاها از انبوه حیوانات دریایی به میان می آید ودر پی آن ویا به همراه آن آفرینش پرندگان رقم می خورد .این سخن نیز با آنچه در دانش زیست شناسی تبیین شده است به کلی متفاوت است . فصل دوم از کتاب آفرینش  وجود گیاهان ودرختان در روی زمین را به بعد از ریزش باران وخلقت آدم موکول کرده است . گویا نویسنده این سطور چنین  تصور نموده که رشد گیاه مستلزم  وجود آب ومراقبت باغبان است وتا این دو نباشند گیاه رشد نخواهد کرد . این درحالی است که با توجه به آفرینش آبها در مراحل قبلی خلقت پیدایش گیاهان دریایی فرض کاملا معقولی  است  حال آن که نگاه بشری به جهان خلقت خصوصا نداشتن اطلاع کافی از گیاهان دریایی نویسنده این بخش را به  ارائه چنین تهافتاتی سوق داده است  .

9-     به بیان کتاب مقدس آفرینش ستارگان برای آن است که آدمیان قادر به تمایز روز از شب باشند . چنانچه این فقره بیانگر هدف آفرینش ستارگان باشد مطلب سخیفی خواهد بود زیرا آفرینش ستارگان ملیونها  وبلکه ملیاردهاسال قبل از پیدایش آدمیان بوده است وبسیار بعید می نماید که عظمت کیهانی بخاطر چنین هدف حقیری ایجاد شده باشد .اما اگر تمیز روز از شب ویا محاسبه زمان به عنوان  فواید وجود ستارگان در آسمان ذکر شده باشد نکته ناخوشایند و یا خلاف منطقی نخواهد بود. 

10-                       کتاب مقدس در ضمن اشاره به خلقت ستارگان  از خورشید وماه به عنوان دو نیر اعظم یاد می کند که برای روشن ساختن زمین آفریده شده اند .بدین ترتیب گویی زمین وزمینیان محورومرکز جهان هستند وستارگان چراغهای کوچکی هستند که بر آسمان شب آویخته شده اند تا روشنی بخش شب باشند وخلاصه خلقت  همه چیزبه نوعی در گرو منافع  ومصالح زمینیان  است  .نکته دیگر آن که، درحالی که کتاب مقدس از عظمت این دو آفریده در مقایسه با سایر مخلوقات آسمان وزمین یاد می کند اختر شناسان سخن از کوچکی وخردی ماه در مقایسه با  زمین وسیارگان منظومه شمسی وخورشید در مقابل  سایر ستارگان آسمان  دارند .این امر می تواند قرینه ای بر نگاه انسانی نویسنده این متن به هستی باشد .این تلقی از هستی  با نگاه کسی که آفریدگار هزاران سیاره وستاره بزرگتر از خورشید  وماه است متفاوت می باشد.

ب‌-                       خلقت انسان

ملموس ترین موضوعی که  کتاب مقدس در طرحواره  خلقت بدان اشاره می کند خلقت آدم است که باعث ایجاد دو چالش مهم با یافته های علم جدید شده است . مسئله اول تاریخچه ای است که کتاب مقدس برای نسل بشر در زمین رقم زده است. آغاز این تقویم زمانی پیش  تر از 6یا 7 هزار سال را نشان نمی دهد حال آنکه کاوشهای  باستانشناسی ارقام بسیار متفاوتی  برای عمر نسل بشر تخمین زده است  .مسئله دیگر تعارض طرح کتاب مقدس در خصوص خلقت دفعی آدم است که پس از ارائه نظریه  داروین مبنی بر خلقت تدریجی  وتکاملی  انواع ،سالهای سال موضوع بحث میان دانشمندان ومذهبیان بوده است . بدین ترتیب مقبول ترین تقریرات برهان نظم که حاکی از وجود طرح وتدبیر الهی درخلقت موجودات زنده بود، مورد تردید واقع شد. به این دو موضوع باید شکسته شدن شأن انسان به عنوان  اشرف مخلوقات وآفریده خاص خدا  را افزود .

زیست شناسان معتقدند ا نسان امروزی که بر کرهٔ زمین می‌زیَد در طبقه‌بندی زیست‌شناختی انسان خردمند[7] خوانده می‌شود .گونه‌های دیگری از انسان نیز بوده‌اند که از لحاظ ژنتیکی و زیست‌شناختی به اندازه‌ای متفاوت بوده‌اند که گونهٔ زیست‌شناختی جداگانه‌ای به حساب آیند. برای نمونه، انسان‌های نئاندرتال که چند هزار سال هم با انسان امروزین اشتراک زیستگاهی داشته‌اند، واکنون منقرض شده‌اند. مدارک به‌دست‌آمده از" دی.‌ان.‌ای" نشان‌دهندهٔ آن است که  نسل انسان‌های امروزی نزدیک به ۲۰۰٫۰۰۰ سال پیش در آفریقا سرچشمه گرفتند، انسان‌هایی دارای هوش تکامل‌یافتهٔ بالا، توانا در تجزیه‌وتحلیل، سخن گفتن، درون‌گرایی و احساسات بودند. این استعداد پیشرفت روانی با به‌هم پیوستن یک بدنِ راست‌قامت با توانایی راه رفتن با بازوان آزاد برای کنترل اشیا، که انسان‌ها را مجاز به رفتن به سفرهای طولانی و استفاده از هرنوع ابزاری می‌ساخت، شکل گرفت .با توجه به مطالب بالا فرض صحت مندرجات کتاب مقدس در مورد اولین انسان وتاریخچه ای که برای نسل وی رقم زده است غیر قابل قبول می باشد.این تنافی زمانی بیشتر به چشم آمد که داروین نظریه تکامل انواع خود را ارائه نمود والهیات مسیحی را با چالش های بزرگی مواجهه کرد.

-         نکته دیگری که با یافته های علمی جدید قابل تطبیق نیست پیرامون خلقت زن است که مطابق با نظریه کتاب مقدس  از دنده های مرد گرفته شده است  [8]

-         مسئله دیگر در این زمینه اوضاع جغرافیایی بهشت آدم است که در آدرس دهی کتاب مقدس  این بهشت در عدن بود وچهار رودخانه از نهر عدن منشعب می شوند که دوتا از آنها عبارتند از فرات وجیحون است . با توجه به بعد قابل توجه این دو رود از یکدیگر احساس می شود که نویسنده این بخش اطلاع زیادی از اوضاع جغرافیای منطقه نداشته است ولذا به فرض صحت استفاده از ظاهر این گزاره، سطح اطلاعات وعلم گوینده آن بسیار پایین تر از آن است که بتوان کلام وی را با  کلام خالق عالم مقایسه نمود .

ج) مسائل تاریخی

1- طوفان نوح :یکی از موضوعات تاریخی که در کتاب مقدس بدان پرداخته شده است واقعه طوفان نوح است : مطابق با آموزه های کتاب مقدس تاریخ  طوفان نوح حدود 22 قرن قبل از میلاد مسیح تخمین زده می شود وطی آن همه کوههای جهان را فرا می گیرد.بر طبق متن کتاب مقدس  این واقعه با چند ویژگی اتفاق افتاد :

الف- فراگیری تمام جهان بوسیله آب آن چنان که تا 15 ذراع بالای  بالاترین کوهها ی جهان را آب فراگرفت[9] .این اتفاق تبعاتی دارد که از نظر علمی قابل توجیه نیست .اولا این که فراگیری تمام سطح جهان پس از ایجاد قاره ها با یافته های دیرین شناسی زمین چندان تطابق ندارد . برطبق کاوشهای زمین شناسی  قبل از اسکان حیوانات  زنده ،زمین دوره ای از فراگیری را گذرانده که در آن تمام سطح زمین از آب پوشیده بوده است. اما  اگر هزاران سال بعد از ایجاد خشکی ها زمین تجربه یک طوفان آب وفراگیری همه جانبه را داشته است باید آثار مخرب  چنین توفانی در مناطق مختلف زمین برجای مانده باشد.

-         ب:در داستان توفان نوح به جمع آوری همه موجودات زنده در کشتی اشاره شده است . نتیجه این موضوع  آن می شود که تمام موجودات فعلی روی زمین حاصل زاد وولد حیوانات آن کشتی هستند . جدا از این که جمع آوری همه موجودات روز زمین اعم از حشرات ،خزندگان ،وحیوانات اهلی وغیر اهلی عادتا  بسیار بعید وحتی ناممکن  می نماید مارا ملزم می کند که قبول کنیم جمعیت فعلی موجودات روز زمین حاصل زاد وولد سالهای پس از توفان است. مطابق با حکایت عهد قدیم از طوفان نوح وبا توجه به اطلاعاتی که از مدت عمر فرزندان آدم تانوح وبعد از آن ارائه می دهد نوح 1056 سال بعد از آدم متولد شد ودر 650 سالگی طوفان را تجربه کرد وبا توجه به اینکه تولد ابراهیم 292 سال بعد از طوفان عنوان شده است نهایتا می توان گفت طوفان نوح 22 قرن قبل از میلاد بوده است .آموزه های زمین شناسی این موضوع که 42 قرن پیش تمام موجودات زمین از بین رفته باشند وجمعیت فعلی حاصل 42 قرن زاد وولد باشد را تائید نمی کند چگونه تمدنهایی که طبق یافته تاریخدانان در مناطق دیگر جهان بودند وتا قرنها بعد تداوم داشتند هیچ سخنی از قطع تاریخی خود توسط طوفان به میان نیاوردند. چگونه موجودات فعلی جهان را حاصل زاد وولد حیوانات داخل کشتی نوح بدانیم.؟ بدین ترتیب تمام یافته های زیست شناسان با موضوع تکامل انواع موجودات ونسل شناسی آنها  که دیرینه نسل حیوانات را به دهها هزار سال قبل می رساند محکوم به عدم صحت خواهد گشت . نکته ای که علم جدید به شدت در مقابل آن جبهه دارد

2- خروج موسی

تاریخی که در عهدین برای حرکت موسی بیان شده است  چهارصد وهفتاد وشش سال قبل از حکومت سلیمان نبی[10] –یعنی حدود 1450 سال قبل از میلاد مسیح - می باشد. زمان حکومت آمنفتاح فرزند رامسس دوم را نشان می دهد .در عهدین سخن از هجرت 600000 نفر –بدون احتساب خانواده -[11]  به همراهی موسی در یک شب از مصر مطرح است . که علاوه بر این که افزایش جمعیت برادران یوسف در عرض چهارصد یا چهارصدو سی سال [12] از یک خانواده معمولی حدود 100 نفره که با احتساب جمعیت 5نفر برای هر خانوار افزایش آن  تا حد سه ملیون  نفر غیر قابل تصور است .بسیار بعید می نماید که این تعداد جمعیت شبانه بتوانند چنین کوچ بزرگی را  مقابل چشم دشمن خود انجام بدهند .وپس از آن نیز زندگی چنین انبوهی در یک بیابان بی آب وعلف آن هم به مدت سالیان دراز چندان قابل قبول نمی باشد



[1] -Edmond Halley

[2] - Lord Kelvin)

[3] -Ruther Ford

[4] - Holmes

[5] - Boltwood

[7] - Homo sapiens

[8] - 20/2

[9] - 23/7

[10] - کتاب مقدس- کتاب پادشاهان باب6-آیه 1

[11] -  همان- کتاب خروج- باب12 آیه 37

[12] - همان- کتاب پیدایش-باب15 آیه 13

نوشته شده توسط حسین رهنمائی در 21:42 |  لینک ثابت   •